ماه و آه

ویرایش گر قالب ها

۱۴ مطلب با موضوع «سیاسی نوشت» ثبت شده است

نسب اربعة

مذاکره با کودک کشان

مذاکره با شیطان

بعید می دانم نسبتشان تباین باشد


۱۳ مرداد ۹۳ ، ۱۷:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

ژنرال سلیمانی

مرگ را جایگزین خواب کرده ای برایشان

از وقتی نامه داده ای به فلسطینیان

۱۳ مرداد ۹۳ ، ۱۲:۴۲ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

ایران-امریکا

نظر سنجی بازی والیبال ایران و آمریکا سه گزینه دارد

۱. برد ایران

۲. برد آمریکا

۳. برد-برد

۲۸ تیر ۹۳ ، ۰۴:۲۴ ۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

مرگ بر آمریکا یک مکتب است

کوتاه که بگویم مرگ بر آمریکا یک مکتب است

بیشتر

ادامه مطلب...
۲۱ بهمن ۹۲ ، ۱۹:۳۳ ۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰

سیاست

سیاست را دو نقطه بالا نهاده اند و دو نقطه پایین....

تا بگویند:

گهی پشت به زین و گهی...

۱۰ بهمن ۹۲ ، ۱۴:۲۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

پنبه دانه

خواب دیده اند اگر...

ایران را پنبه دانه فرض کرده اند...

۱۰ بهمن ۹۲ ، ۱۴:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

ــسیاسی | پسرِ نوح | نوشتـــ

راز پسر حضرت نوح چیست که در دامان مردی همچون نوح شده بود ضد فرهنگ و مذهب نوح و تمام پیشینیان نوح؟
چه شده بود که فرزند نوح به این وادی سفر کرد؟
چه شده بود که در کشتی پدر نتوانست جای بگیرد و به بالای کوه پناه برد؟
امروز هم نوح دیگری سوار بر کشتی است و اما فرزند او به سمت قله حرکت می کند...قله ای که شیطان از آن راه نجات ساخته....این جا اما پدر نه که مادر هم اصرار دارد که قله را رها کن و به کشتی انقلاب پا بگذار....نرو که آن قله سراب است....سراب
مادر می گوید نرو که اگر بروی عاقت می کنم....نرو به دنبال این گرگ های میش پوشش...
حال پسر بگوید که نه در آن قله آزادی هست...اسلام هم هست...اسلامش آمریکایی است.....اسلامش زیباتر جلوه می کند....
حال بگوید آن بالا زنان هم که بخوانند مشکلی نیست....پوششان هم نقص داشته باشد یا اصلا نداشته باشد مشکلی نیست.....
قصد سیاسی کردن فضا را نداشتم اما چه کنم که امامم ....حسین ـعلیه السلامـ این راه را رفته ما هم باید اقتدا کنیم....
ای فرزند نوح....بخواهی یا نخواهی شده ای فرزند نوح
ای فرزند نوح! اگر عقل برایتان مانده -که البته گمان کنم مصداق شده اید برای حدیث حب الشئ یعمی و یصم- بدان که احتیاط شرط عقل است....
جالب است که برای سینمای دینی دغدغه داری و از طلاب می خواهی که بیایند و جبهه را پر کنند....نمی دانم شاید می خواهی روحانیت و آن کشتی سوارانِ انقلاب را هم به قله بکشانی....
بدان این ره که می روی به ترکستان است....

منابع متن موثق است....اسم نمی برم...خودتان بدانید...

۱۰ آبان ۹۲ ، ۱۴:۵۵ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

دردی که در جامعه دیدم...

جوان... جوانی... می گویند فلانی جوانی کرده تو ببخشش... تو بزرگی کن...

امروزه جوانان ما آن قدر جوانی کرده اند که بزرگِ عالم چنان در برابر خدا شرمنده است که می گوید چه کنم غیراین ها را ندارم... تو ببخششان ای خدا...

امروز سریبه چت روم های مختلف زدم... وارد شدم با نام پسر... هیچ خبری نبود... خارج شدم و وارد شدم... با نام دختر... ثانیه نگذشت که چندین پیج چت باز شد... پسرانی بودند که شهوتشان سرازیر شده بود...به جایی رسیده بودند که هر حرفی و هر حرکتی می کردند...

دوست ندارم این ها را این جا بنویسم... فضایی را که باید یاد ابالفضل و زینب علیهما السلام باشد را نباید با این چیز ها تیره کرد... اما چه کنم که درد های جامعه را که دیده ام باید بگویم...

آن ها را که دیدم فهمیدم چرا داروین نظریه اش این است که انسان حیوان بوده و کم کم تبدیل به انسان شده است. او در دنیای مادی غرق بوده و شهوات را می دیده. می دیده که چگونه همچون حیوانات مرد ها تا یک جنس متفاوت را می بینند به هیجان می افتند و برای رسیدن به او با یک دیگر رقابت می کنند. این را دیده و حیوانات را دیده... با خود گفته این انسان حیوان نیست ولی این حرکاتش حیوانی است... پس انسان حیوان بوده و کم کم پیشرفت کرده و توانسته برای خود خانه ای و وسایلی ایجاد کند. در واقع انسان را حیوان پیشرفته دانسته...

جوانان ما نه همه شان برخی از آن ها که امیدوارم تخصیص اکثر نباشد، به درد شهوت مبتلا شده اند...ریشه یابی کنیم سیاسی می شود...خواستم دل نوشته بنویسم چه کنم... دلنوشت من با سیاست گره خورده...

برگردیم به زمان اصلاحات... بیسکوییت های گندم که با بسته بندی بنفش در بازار بود را برای نمونه به یاد بیاورید...نوشته ای داشت... فرزند کمتر زندگی بهتر...سیاست کاهش جمعیت.... این یک

برگردیم به زمان اصلاحات....تغییر کتاب های درسی... مبارزه گسترده با ایدز... چه خبر شده؟؟؟... آمار بگیرید... ایدزی های کشور چند نفر هستند... انگشت شمار بودند... پس چرا این قدر مانور داده شد؟؟؟؟... سیاست آموزش امور جنسی به کودکان.... با عنوان پیشگیری از ابتلا به بیماری ایدز....

به عقب برگردیم.... زمان اصلاحات....تغییر فاحش فرهنگ... چه در پوشش... چه در خوراک... و چه در عادات مردم.... سیاست تعامل فرهنگ ها...

باز هم برگردیم.... همان زمان اصلاحات....تغییر سیاست های برنامه سازی تلویزیونی....فیلم های طنزی چون پاورچین و ... با سیاست تغییر فرهنگ ها آماده شد...

بازگردیم.... زیاد نه.... همین هشت سال را نگاهی کنیم...مشکلات ایجاد شده در هشت سال قبل از آن بسیار بوده... دولت باید تغییرات گسترده ای ایجاد کند.... کم کاری صورت گرفت... مسئله کنترل جمعیت، نوع پوشش و خوراک و عادات مردم.... یا اقدامی صورت نگرفت و یا مقطعی بود و بی فائده....

دیگر چیزی ندارم که بگویم.....



پ.ن:

      ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس.....

                  فکر کنم زمان آن رسیده که حقیقتا ولو خودمان هم آماده نباشیم از ته دل و از صمیم قلب فریاد بزنیم فراز بعد از این را در دعای عهد که می فرماید:

     فأظهر اللهم لنا ولیک و ابن بنت نبیک المسمی باسم رسولک .... چرا؟؟؟... تا بر هر باطلی پیروزی یابد و حق را در زمین بگستراند...

برای ظهورش دعا کنید که جز ظهور حضرت راه چاره ای دیگر نداریم...

۰۵ مرداد ۹۲ ، ۰۹:۲۲ ۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

هشت سال دفاع مقدس فرهنگی شروع شد.

ما نه سبیل تخریب را در اذهان پیش گرفتیم و نه سبیل تخریب افراد برای اثبات فرد.

بارها شده بود که تبلیغ برای قالیباف و جلیلی و حتی حداد و ولایتی را نیاز دانستم و همین کار را کردم. در طول انتخابات سعی من بر این بود که بد بودن قالیباف و تکنوکرات بودن او را پاک کنم. حتی به بزرگ های خودمان که اشکال تکنوکرات بودن را زیاد مطرح می کردند گفتم حَضَرات! خواهشا با منبع سخن بگویید. و به همین راه ادامه می دادند و ادامه دادند و به اینجا رسیدیم. به حاج سعید رأی دادم اما از حاج باقر کسی را نفی نکردم که حتی تشویق هم کردم. آن هایی را که از خیلی معیار ها دور بودند. و به هیچ وجه به سمت این مرد راه نمی یافتند. اشکال کار آن جا بود که روحانی را بی محل از اعراب دیدند و نشان دادند.(من هم دیدم ولی تا قبل از کنار کشیدن عارف.) اشکال کار آن جا بود که پاسخ دادن به شبهات را با بی تدبیری در زمانی نامناسب بیان کردند و اولین اختلاف و تخریب اصول گرایان شروع شد و همان جا بود که رأی آن ها پایین آمد. اشکال در بد قولی ها بود. اشکال کار آن بود که گفتند من در این دوره حتی اگر فلانی هم بیاید به نفعش کنار نمی روم هرچند که 84 رفتم. اشکال کار آن بود در این دوره همین شخص محترم این بار به نفع همان شخص در دور رقابت باقی ماند. اشکال کار آن بود که همدیگر را تکفیر می کردند. نه تکفیر دینی که تکفیر سیاسی. نه خودشان که طرفدارانشان. اشکال کار نه بر سر حامیان آن ها بود که بر سر طرفداران بود. اشکال کار فتنه "تردید" بود بعد از فتنه ی "فتنه" و بعد از فتنه "انحراف" که در بین طرفداران پدید آمد. فکر کردند فلانی نمی تواند چون فلان ملاک را نداشته و فلانی می تواند چون فلان ملاک را داشته. فکر کردند اشکالات موجود به خاطر حمایت یک طیف خاص از او بوده پس چون این طیف از فلانی حمایت کرده اند پس او هم ادامه دهنده راه همین موجودین است. فکر کردند فلانی چون پیشرفتش زیاد بوده تکنوکرات است که به قول یکی از دوستان این عده بیایند و  این کارهای فرهنگی و مذهبی را در محدوده مدیریتی اش ببینند. 

خلاصه آن که "کلید" پاستور در کشاکش بین اصول گرایان به "کلید"دار اصلاح طلبان رسید.

نمی خواهم بگویم اما هشت سال دفاع مقدس فرهنگی کلید خورد.

۲۶ خرداد ۹۲ ، ۰۰:۱۳ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

انتخاب آخرم

از این که در این چند وقته وبلاگ را با فضای سیاسی رنگین کردم خوشحالم. چند شبهه ای در مورد برخی از کاندیداها برایم حل شد و چند مطلبی روشن شد. در مجموع به نتیجه ای رسیدم که فکر می کنم لا اقل برای خودم حجت شرعی بوده است و اگر به من بگویند فردای قیامت که چرا در آن روز به جلیلی رأی دادی بگویم به این بیست و چند دلیل. و اگر بگویند چرا به حاج باقر عزیز رأی ندادی بگویم به این چند دلیل ایشان را اصلح ندانستم هرچند که اگر حاج سعید نبود یقینا به ایشان رأی می دادم.

امیدوارم که این بحث ها موجب آزرده خاطر شدن مخاطبین به ویژه برادر خوب و خوش قلم و خوش سخن آقای نورانی نشده باشد. بالأخره برای رسیدن به اصلح نیاز بود همه سخنان را بشنوم. صحبت هایم را مطرح کنم و جوابهای آن را بشنوم. نه آن چنان از این مجادله ها و مباحثه ها خوشم می آید و نه علاقه ای به آن دارم.

یادم می آید از دایی خودم زمانی که وبلاگ خارا را می نوشتم پرسیدم چرا وارد سیاست شدید. جواب داد وارد سیاست نشدم آمدم که به مردم کمک کنم. حرف بسیار خوبی بود و بسیار خوبی هست. من هم اگر الآن وارد شدم به خاطر این بود که اول به خودم کمک کنم و در درجه بعدی به آن هایی کمک کنم که فکرمی کردند روحانی ها و رضایی ها به درد این جامعه و این مملکت می خورند. تا حدودی هم به اهدافم رسیدم. و اگر هم در آینده بخواهم وارد سیاست شوم مگر به این هدف نخواهد بود.

خلاصه آن که رأی خود را انتخاب کرده ام و دیگر حرفی ندارم. هندوانه ای را با فن و اهل فن انتخاب کردم و فکر میکنم نمونه خوبی باشد.

از این که در این شب ها مجبور بودم بر روی عکس های حاج باقر رد شوم استغفار می کنم اما از اینکه پایم بر روی عکس روحانی قرار می گرفت که آن هم بی اختیار بود نگران نیستم. از این که از ستاد حاج باقر و رضایی و روحانی ترانه ها می شنیدم، در این شعبان المعظم استغفار می کنم. از این که بچه های ستاد حاج سعید جلوی ستاد را تمییز می کردند که مبادا کارگران شهرداری اذیت شوند خوشحالم و ازاین که گوش هایم بعد از آن ترانه ها درستاد حاج سعید به نوای حضرت آقا و سرود های انقلابی برخورد می کردم خوشحالم. از این که دغدغه ستاد حاج سعید دادن معیار ها بود پخش خاطره ها خوشحالم. ازاین ها خوشحالم. شاید با همین ستاد ها بتوان ساحب ستاد ها را هم شناخت.

فیلم فارس نیوز را که از روز آخر تبلیغات صحنه هایی را گرفته بود دیدم. از روبان های زرد و سفید و بنفش ناراحت شدم و از بی روبان و بی ماشین بودن حاج سعید خوشحال. از این که حاج سعید سوار بر موتور سه ترک می آمد ناراحت نیستم. چون می دانم بی دلیل نبوده است.

پ.ن: علت آن که پایم بر روی عکس حاج باقر و ... می رفت نه این بود که یکی دو عکس روی زمین افتاده بود. نه...به خاطر آن بود که سر تا ته خیابان جلوی ستاد این دو نفر را و حاج باقر، پر کرده بودند از کاغذ های آبی و بنفش و زرد تبلیغات کاندیداها...


۲۳ خرداد ۹۲ ، ۱۷:۵۰ ۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

گاهی اوقات باید با حرف سخن گفت!!

رهبر معظم انقلاب در 29 تیر 88 فرمودند:

" نخبگان بدانند هر حرفی، هر اقدامی، هر تحلیلی که به آن ها کمک بکند، این حرکت در مسیر خلاف ملت است. همه ما خیلی باید مراقب باشیم؛ مراقب حرف زدن، مراقب موضع گیری کردن، مراقب گفتن ها، مراقب نگفتن ها. یک چیزهایی را باید گفت؛ اگر نگفتیم، به آن وظیفه عمل نکرده ایم. یک چیز هایی را باید بر زبان نیاورد؛ باید نگفت؛ اگر گفتیم، بر خلاف وظیفه عمل کرده ایم. نخبگان سر جلسه امتحان اند؛ امتحان عظیمی است. در این امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط این نیست که ما یک سال عقب بیفتیم؛ رفوزه شدن سقوط است ".

سخن صریحی از حاج باقر سراغ ندارم که دربرابر فتنه موضع گیری کرده باشد.

رهبر معظم انقلاب در 19 دی ماه 1391 فرمودند:

" کار های بزرگ و بار های سنگینی بر دوش مجریان سطوح بالاست. ممکن است کسانی که در سطوح دیگری کار می کنند، ابعاد این سنگینی را هم بعضاً تشخیص ندهند که چقدر این بار سنگین است. آن کسانی که وارد میدان می شوند، باید کسانی باشند که در خود توانائیِ کشیدن این بار را بیابند".

آیا آقای قالیباف که بزرگترین مسئولیت ایشان شهرداری تهران بوده است می تواند این بار سنگین را بر دوش بکشد؟ آیا مانند احمدی نژاد در پیشبرد این مملکت متوقف و حتی عقب گرد نمی کند؟ هر دو این افراد بزرگترین مسئولیت هایشان در حد استان خلاصه می شود؟ اگر به کار نامه گذشته اشاره بشود باز هم اشکال وجود دارد، چرا که کارنامه حاج باقر هیچگاه در حد مسئولیت های فرا شهری و فرا استانی(با تسامح) نبوده است. در حالی که برخی از کاندیداها مسئولیت های کشوری و فرا کشوری داشته اند.

 پ.ن: دوستان از نقد تند بپرهیزند. این مطلب تنها برای رفع ابهامات است. تنها جواب نیاز کار است.

۲۳ خرداد ۹۲ ، ۱۰:۳۵ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

هندوانه شناس باش!!!

آدمی باید برای خرید که راهی بازار می شود یا اهل فن باشد و یا با اهل فن برود. فی المثل "بدون غرض" اگر به خرید هندوانه می روی و فروشنده به شرط چاقو هندوانه را نمی فروشد، اگر اهل فن باشی با دو ضربه به سر و ته هندوانه می فهمی که رسیده است یانه، اگر نه اهل فن نیستی و نمی توانی تشخیص دهی که هندوانه ای که در دست داری رسیده و شیرین و سرخ است، یا نباید آن را بخری و یا اگر می خری و خودت تنها هستی باید پای لرزِ استثناءً این هندوانه هم بنشینی؛ اما اگر با اهل فن به خرید رفتی و آن هندوانه در بسته را به دست او دادی و او بررسی کرد و گفت که بله آقا جان! این هندوانه هندوانه خوبی است هرچند که آن هندوانه ته ماشین هم خوب است، با خیال آسوده می توانی آن را بخری.

إن قلتَ که خب شما این هندوانه را خریدی و به خانه بردی و رنگ سرخی و مزه شیرینی داشت، از کجا معلوم که این هندوانه خراب نشود؟ قلتُ که مرد مؤمن تو کدام هندوانه را سراغ داری که قابلیت خراب شدن را نداشته باشد؟ و آیا هندوانه ای که به شرط چاقو خریده ای هرگز خراب نمی شود؟ یعنی تضمین می کنی؟ 

پس بیا و هندوانه شناس باش و این قدر نگو هندوانه دربسته است و نمی توان ریسک کرد. خب اگر نمی شناسی به کسی که می شناسد بسپار!! این قاعده زندگی است که اگر نمی توانی کمک بگیر و به سرانجام برسان کار را.....

مخاطب بصیر و آگاه خود کنایه ها را بگیرد که بیشتر به توضیح نپردازم....

یا حق

 

۲۱ خرداد ۹۲ ، ۱۰:۳۵ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

ما اهل تعصب نیستیم، ما اهل تفکریم.

قلم شکسته به دست گرفته و شکسته می نویسم.... خود ببخشید...
به ما می گن چرا متعصب هستید و چرا این قدر بر روی حرف های یک نفر تعصب دارید؟ چرا فقط حرف های طرف خودتون رو گوش می کنید؟ یه مقدار هم بیاید ببینید که اصلاح طلب ها چی می گن؟ اصلا اصلاح طلب ها رو بیخیال، چرا به حرف های باقی اصول گراها گوش نمیکنید؟
ما می گیم عزیزان دل، دوستان عزیز، ما اهل تعصب نیستیم. ما اهل تفکر و اهل ولایتیم.ما میبینیم که ملاک ها چیه و چطوری باید به فرد اصلح برسیم. ما می بینیم که اصلا بین اصلح و صالح کدوم رو باید انتخاب کنیم. ما می بینیم که حضرت آقا می فرمایند که اصلح رو انتخاب کنیم. خب این جا حرفی باقی نمی مونه که ما بخوایم بریم سراغ صالح مقبول. حضرت آقا می فرمایند اون ها اهل مذاکره نیستند. خب وقتی این رو می بینیم و میشنویم چرا باید به کسی رأی بدیم که صراحتا می گه اگر من رئیس جمهور بشم تحریم ها رو به راحتی بر می دارم. خب یکی نیست به این بنده خدا بگه کلید شما برای باز کردن قفل تحریم ها چیه که تا الآن به نظام اسلامی ندادید و گذاشتید برای خودتون؟ خب این از چند حالت خارج نیست. یا خائن تشریف دارید و باعث و بانی این تحریم ها خودتون هستید که تا این حد رو بعید می دونم. یا این که راه حلی دارید ولی دوست ندارید به نفع کسی غیر از خودتون تموم بشه که این فرض زیاد بعید نیست. یا این که کلیدی که دارید، به درد نظام نمی خوره و اون هم مذاکره که چه عرض کنم به قول خودتون بیانیه تهران و ... هست که این هم گفتم که به درد نظام اسلامی ما نمی خوره. 
خب دیدید ما اهل تفکریم و اهل ولایت. تازه اگرهم به حرف های یک نفر زیاد گوش می کنیم به این خاطر هست که کسی رو بصیر تر از ایشون نمیبینیم.حالا شما سالی 365 بار بگید که چرا متعصبید ما هم میگیم ما اهل تفکر و بصیرت و ولایتیم. خود حضرت آقا فرمودند که اگر خودتون توانایی تشخیص ندارید به کسی رجوع کنید که شما رو راهنمایی کنه. 
عزیز من. برادر و خواهر گرامی من. چرا اینقدر سنگ می اندازی؟ به جای این کار ها سعی کن حماسه سازی کنی توی این میدون سیاست. 
تخریب این مرد بصیر هم صحیح نیست. نه به نفع من و تو است و نه به نفع مملک. تنها به نفع دشمن ماست.

۰۹ خرداد ۹۲ ، ۰۹:۲۳ ۱۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

تخریب یعنی چه!!!!

زمان، زمان انتخابات است. زمانی که چه بخواهیم و چه نخواهیم فتنه ای کوچک یا بزرگ در آن خوابیده است. اگر بصیرت داشته باشیم به آن مبتلا نمی شویم و اما اگر ذره ای بی بصیرتی به خرج دهیم مبتلا شدن که هیچ حتی ممکن است مرکبی شویم برای آن. بصیرت یعنی تقوا. یعنی این که تقوا را در هر شأنی و در هر جایگاهی رعایت کنیم.
بحث مهمی که در این زمان ها مطرح می شود بحث جذاب شناخت اشخاص است. بحثی که به بهانه آن غیبت ها و بعضاً تهمت هایی زده می شود. گاهی به بهانه همین شناخت کاندیدا ها تخریب افرادی صورت می گیرد که پایداری نظام تا کنون به خاطر وجود آنان بوده است. کسانی که اگر در این روز ها هم قربانی نشده بود، معلوم نبود مصلح نظام به نا کجا آباد ها که نمی رسید. شخصیتی که بار دیگر فدا شد تا پیرمردی گلوی انقلاب را بیش از این نفشارد. نمی خواهم نام ببرم از آن ها، هرچند که اگر شخصی در این فضا ها باشد همین اشاره ها او را کافی است.
در این میدان دو رنگی برخی افراد چه زیبا نمایان می شود و چه زشت برخی افراد گول ظاهر ها را می خورند و چه زشت تر که با این ظاهر بینی چه افرادی را به حاشیه نظام می کشانند، کسانی که خود اصل نظام بوده اند. این حرف ها را بیشتر به عنوان درد دل خود گفته و می گویم ، نه به عنوان گوشه و کنایه به افراد و اشخاص. 
باید بدانیم که تخریب یعنی چه؟ آیا تخریب صرف بیان کردن نکات منفی است؟؟؟ بنده به شخصه بعید می دانم که این حرف صحیح باشد. چرا که اگر کسی نکات منفی کاندیدا ها را بیان نکتد چگونه می خواهد بفهمد در بین کاندیداهای هم تراز کدام یک برترند؟ و یا اصلا کدام کاندیدا برتر است در بین همه کاندیدا ها؟ باید ملاک ولایت پذیری را در بین کاندیداها بررسی کرد که اگر کسی این ملاک را ندارد نشود خدایی نکرده قضیه سال 88 که میر حسن ها و کروبی ها دوباره روی کار بیایند....
حضرت آقا از ما حماسه سیاسی و اقتصادی را با هم خواسته اند. نگفته اند حماسه اقتصادی به تنهایی و یا سیاسی به تنهایی. اما صحیح این است که واقعا این حماسه ها، حماسه باشد. ما ملت ایران هرگز اقتصادی را که با رابطه برقرار کردن با غرب شکل می گیرد را حماسه نمی دانیم. و اگر هم نام حماسه بر آن صدق کند، چنین حماسه ای را نمی خواهیم. فریاد هیهات منا الذلة بزرگان ما هنوز در گوش ماست. نوای مشت های پولادین در دستکش های مخملی در گوش ماست.
تخریب یعنی این که به هر بهانه ای بدون در نظر گرفتن اخلاقیات و شرعیات بیاییم به هرشخصی بزنیم. و قلم را در جاهایی که نباید خرج کنیم. علماء ما خودشان را خرج می کنند که 88 ها پیش نیاید آن وقت ما به جای آن که آن ها را رشد دهیم بدتر تخریبشان می کنیم. تخریب یعنی این. اگر یکی از جریانات سیاسی به کنار کشید دیگر نباید او را مذمت کرد، نباید گوشه و کنایه به او زد. که اگر به گوشه و کنایه است ما هم این ها را می دانیم ولی شرع خدا این را اجازه نمی دهد. 
حداقل این را می دانم که عمار این زمان را شناخته ام.....

۰۸ خرداد ۹۲ ، ۱۲:۵۶ ۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰