روز و شب هم که عکس های سوختنتان را ببینم، عکس های کودک هفت روزه تان را ببینم، خانه های خراب شده تان را ببینم، باز هم راضی نمی شوم به آن چند لعن حین مشاهده ی با اکراه و چند پست کوتاه نوشت در این جا و و چند عکس در جای دیگر و چند متن بلند. دلم آرام نمی گیرد، نمی توانم ببینم کسانی که برادران دینی مان هستند، کسانی که هر چند سنی مذهب اند ولی حبّ اربابم را دارند، در خاک و خون می افتند، نمی توانم فقط بنشینم و نظاره کنم و چند قدم راهپیمایی و بعد هم فقط بگویم محکوم می کنم؛ نمی دانم این محکوم کردن با کدام صیغه باطلی به نکاح راهپیمایی های ما درآمده که فقط محکوم می کنیم و می گویند فلان شخصیت محکوم کرده است. بالفرض - شما هایی که دنبال محکومیت این همه جنایات توسط سازمان های بین المللی و به اصطلاح دنبال حقوق بشر هستید- بالفرض که بان کی مون که هیچ کاره است و مترسکی بیش نیست محکوم کرد، به قول ما طلبه ها ثم ماذا؟! اگر به محکومیت است خب منِ جوجه طلبه هم محکوم می کنم، مگر محکومیت من و شما به نتیجه ای می رسد؟ مگر محکومیت من و شما می شود گنبد آهنین برای فلسطینیان؟ مگر می شود زنده شدن مادر آن کودک هفت روزه؟ مگر می شود دوای زخم درد های فلسطین؟
دیگر بس است این همه شعار دادن! بلند و رسا فریاد بزنید ما می خواهیم به فلسطین کمک نظامی کنیم. کدام عقلی می پذیرد که برادرت را، خواهرت را، در خانه خودش با هر نوع سلاحی تهدید کنند بکشند و تو بتوانی کمک کنی و از این کمک امتناع کنی؟ من مانده ام کسانی که فریاد برآوردند نه غزه، نه لبنان، با چه ذهنیتی و با کدام قسمت عقلشان این فتوا را صادر کردند؟ به قول مُغیرات این ها از احمق بودنشان است که این طور شعار می دهند. جنگ غزه و لبنان و فلسطین و سوره، جنگ جهان اسلام است در برابر زورگویی، در برابر تجاوز گری، در برابر بی ناموسی. خدا گواه است و تاریخ هم شهادت می دهد که اگر این خط مقاومت شکست، نه فقط من و تو، نه فقط آن هایی که شعار هم غزه هم لبنان جانم فدای اسلام و ایران سر می دهند، حتی همان احمق ها هم آزاد نخواهند بود. می شود زمانی که آمریکایی ها در این کشور به حکم کاپیتولاسیون هر غلطی می کردند. می شود کشف حجاب بانوان، می شود برای حسین (علیه السلام) حتی دَم نزدن. می شود ترس، می شود خوف. می شود مردن و یا زندگی کردن با خفّت.
من از اربابم یاد گرفته ام هیهات من الذلّة را. من یاد گرفته ام، از آن که عمری برای او سینه زده ام، که مظلوم را یاری کنم. یاد گرفته ام که دین خدا را یاری کنم. و به امید خدا آماده نشسته ام و سلاح بر زمین می کوبم تا آن زمان که زمانش شود. ما منتظریم لحظه ای اعلام کنند حکم جهاد را، منتظریم لحظه ای حضرت امام خامنه ای، نائب بر حق مهدی صاحب الزمان که خداوند به زودی زود ظهورش را نزدیک کند، حکم جهاد دهد. و خواهند دید که ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد یعنی چه.

امضاء: غیوران عالم