گفتم چرا چادر نمی پوشی گفت آخه احساس خفگی می کنم.سختمه...اذیتم می کنه...
گفتم خب می خوای راحت باشی؟!!!خب چرا این کیف به این سنگینی رو همه جا با خودتمی کشونی؟!!!چرا این کفش پاشنه بلند رو می پوشی؟؟؟؟پاهات درد نمی گیره؟؟؟؟دست هات خسته نمی شه؟!!!کمر درد نمی گیری؟؟؟!!!
گفت چرا ولی خب با این ها قشنگ میشم....
گفتم برای کی می خوای قشنگ باشی؟؟؟؟برای کسی که تو رو به خاطر زیبایی لباس هات می خواد یا برای کسی که تورو به خاطر خودت می خواد؟؟؟؟
چیزی نگفت.....
گفتم خدا تورو برای خودت می خواد....گفته چادر بپوش چون اون طوری هر کسی هم که تورو بخواد به خاطر خودت می خواد نه به خاطر زیبایی لباس هات.....
گفتم حالا مگه کی گفته با چادر زشت می شی؟؟؟؟اتفاقا خیلی هم بهت میاد....یادته اون دفعه باهم رفتیم حرم؟؟؟؟خیلی بهت می اومد....
دیدم سرش پایینه و اشک هاش جاری....گفتم چی شده؟؟؟گفت اون دفعه که رفته بودیم حرم قول داده بودم چادرم رو روی سرم نگه دارم....ولی نتونستم....
از این به بعد ترکش نمی کنم....