chadoriha-mini (32)
از وقتی یادم میاد در مکان های مقدس خانم های چادری میدیدم. خیلی کوچیک بودم که مادرم برام یه چادر گل گلیِ سفید دوخت و با خوشحالی سرم میکردم، دیگه نه تنها سر نماز بلکه بیرون هم چادرمو به سختی دورم میگرفتم و زیر زیرکی مادربزرگو میدیدم که چه قشنگ چادر روی سرش نگه میداره….
به سن تکلیف نرسیده بودم ولی با ذهن کنجکاوم وقتی به زیارتی میرفتیم خانم های چادری رو میدیدم که مشغول عبادت و اشک ریختن هستن، یا معلم کلاس اولمون که تویِ کوچه مدرسه با وقار خاصی قدم برمیداشت…
کم کم دوست داشتم یه چادر مشکی داشته باشم، وقتی سرم کردم مامان میگفت”مثل فرشته ها” شدی عزیزم!!… یا وقتی روز جشن تکلیف چادر صورتی با تاجِ گل روی سرم میزاشتم میخواستم بال دربیارم…
الان هم به چادرم افتخار میکنم چون
اگر درست ازش استفاده کنم میتونم بهتر در جامعه خدمت کنم و فعالیت داشته باشم.
چون یه مانعه برای نگاه های هوس آلود مریضی که به زن دیدگاهِ ابزاری دارند.
چون زیبایی و وقارم رو به عرضه اندام و جسمم نمیدونم.
چون عقیده دارم هرچیز با ارزشی باید حصار داشته باشه تا به دستِ هر نگاه بیماری نرسه….
شما چرا حجاب سرتون میزارین؟! تاحالا شده به فلسفه حجاب توجه کنید؟!
یه سوال….
حکمت تیرگی و رنگ سیاه چادر چیه؟! توجه کردید خانه کعبه هم با رنگ سیاه پوشیده شده؟…
دلپریزاد نویسنده وب سایت دلپریزاد

فراخوان موفق چی شد چادری شدم؟

همین خاطره در وبلاگ من و چادرم خاطره ها