chadoriha-mini (69)
تقدیم به همه خواهرانم:
جنگ که تمام شد، تازه جنگ شروع شد....
همه آمدند و همه کینه ها و عقده هایشان را هم آوردند که مبادا خوشی فتح و نصرت الهی به دل کسی بچسبد.
بعضی ها آوردند، بعضی ها کم آوردند، خیلی ها هم نیاوردند....
خواهرانم اما خوب فهمیده بودند شرایط جنگی بعد از جنگ را، همین هم بود که لباس جنگ را بر میخ غفلت و آسایش آویزان نکردند و سنگر خود را خاکریز به خاکریز به دوش کشیدند.
آنقدر کار جدی بود که حتی کوتاه شدن ریش برادرانشان هم باعث نشد که از بلندای حجابشان کوتاه بیایند. خدا پدرشان را بیامرزد که خوشی بعد از پیروزی آنقدر شنگولشان نکرد که بی خیال جنگ و جهاد و شهیدپروری شوند.

جواد مذحجی